ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

119

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

فرستاده همراه نامه برگشت و آن را براى على خواند ، على گفت : از دوستتان در گذريد ، او حتى اگر بميرد نيز بر نمىگردد . حصين گفت : تنها چيزى كه مانع پيوستن او شد ، حيايش بود . پيوستن عبد الله بن عامر به شاميان عبد الله بن عامر به شام رفت اما به معاويه نزديك نشد ، زيرا از روزى همچون روز جمل ترسيده بود . معاويه كسى را نزد عبد الله فرستاد تا او را به نزدش بياورد . عبد الله در پاسخ معاويه چنين نوشت : من طلحه و زبير را با اصرار به بصره بردم ، مردم نيز زمانى كه ام المؤمنين را ديدند به سوى او آمدند . مردم فرار كردند ولى زبير همچنان ايستادگى كرد . مردم حيله كردند ولى مروان حيله نكرد . عايشه خشمگين شد ، حال آن كه زبير از جنگ دست كشيد . مروان ، طلحه را كشت ، من نيز دارايى خود را از دست دادم . مردم همچون سايه هستند . امروز نيز همچون ديروز است ، اگر از من پيروى كنى ، آرزويم اين است و گر نه از تو در مىگذرم . معاويه در پاسخ عبد الله چنين نوشت : تو در مورد دينت از كسانى پيروى كردى كه كشندگان عثمان بودند . دارايى خود را نيز به عبد الله بن زبير انفاق كردى . تو عراق را بر شام ترجيح دادى ، از اين روى خداوند نيز دو دستت را خالى كرد . تو نه بهره‌اى از حق دارى و نه از عثمان . سرانجام معاويه نزد عبد الله رفت و عبد الله با معاويه بيعت كرد ، معاويه نيز او را مشمول لطف خود قرار داد . سخنان عمار ياسر با على عمار نزد على آمد و گفت : امير المؤمنين ، با تو در حالى بيعت كرديم كه با كسى جنگ نمىكردى ، پس از آن كسى كه با تو بيعت كرده بود با تو جنگ كرد . تا سرانجام خداوند و عده‌اى را كه داده بود به تو بخشيد . « آن گاه بر او ستم كنند ، خدا يارىاش خواهد كرد . » ( حج ، آيهء 60 ) « اى مردم ، اين سركشى به زيان خودتان است . » ( يونس ، آيهء 23 ) . « هر كه بيعت را بشكند ، به زيان خود شكسته است . » ( فتح ، آيهء 10 ) كوفه از آن ما بود و بصره عليه ما ، شب را به صبح آورديم ، در آن حالى كه تو دوست داشتى ، بين گذشته‌اى كه در آن مأجور و برخوردار بوديم و آينده‌اى كه در آن معذور و بىگناه بوديم .